
حتماً
میخوام برای آخرین بار با هم حرف بزنیم !
( اگر هنوزم فرصتی برای صحبت هست ؟! )
به من چیزی بگو شاید ، هنوزم فرصتی باشه
هنوزم بین ما شاید ، یه حس تازه پیدا شه
یه راهی روبه من وا کن ، تو این بیراهی ی بن بست
یه کاری کن برای ما ، اگر مایی هنوزم هست
به من چیزی بگو از عشق ، از این حالی که من دارم
من از احساس شک کردن به احساس تو بیزارم
تو هم شاید شبیه من تو این برزخ گرفتاری
تو هم شاید نمدونی چه احساسی به من داری
گریزی جز شکستن نیست ، منم مثل تو می دونم
نگو باید برید از عشق ، نه میتونی نه می تونم
بهروز صفاریان
چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند
و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی میکنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند
- زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی بهوسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس که تأثیر این گونه داروها موقت است و بجای تسکین پس از مدتی بر شدت درد میافزاید ...
صادق هـــــــ د آیت
زندگی یه رودربایستی بزرگ نیست !
زندگی یک رودربایستی بزرگ است !
زندگی یه رودربایستی بزرگ نیست !
زندگی یک رودربایستی بزرگ است !
زندگی یه رودربایستی بزرگ نیست !
مامانم خیلی آرزوی خوشبختی برات کرده ...
من چی ؟ من ...
میدونی که دعاها و آرزوهای من برآورده نمیشه !
چون اگر میشد من الان کنارت بودم !
علی : چرا ، چرا آخه ؟
بهترین دلیلت رو بیار که قانع بشم چرا رفتی و خودم تسکین پیدا کنم !
هرچی این انتقاد از من بزرگ تر و بدتر باشه بیشتر به من آرامش میده !
بهناز : نمیدونم ! واقعاً نمیــــــــــــــدونم !
(علی اصرار میکنه )
بهناز : نمیدونم ، چون تو کمتر به من توجه می کردی !
این که لحظه به لحظه بشینی و شاهد ِ
ماجرای زندگی و از دستت رفتن (اون که عاشقش بودی و هستی) باشی !
مثل این که عاشق یه شمع باشی و بشینی ببینی چجوری داره آب میشه و دیگه نداریش
اون وقته که معنی خوردشدن رو میفهمی
اون وقته که با لرزیدن اشک هات خود آزاری رو تا ته استخونت حس میکنی
این ِ مازوخیسم واقعی !
تو زندگیت رو کن ...
این که کنار یک نفر باشی اما دلت ، احساست و حواست جای دیگه باشه !
این که تو فکر این باشی که اونی که دوسش داری الان کجاست و چی کار میکنه ؟!
این که امشب تو وبلاگ ، احساست رو چجوری بنویسی !
این که نکنه یه وقت این متن ها اون رو هم اذیت کنه !
تو که اینجوری نبودی ؟؟! چی کار کردی ؟ ( برای من هم تجویز کن)
تو دلت گفتی علی با خودش کنار میاد ؟ آره ؟
ذره ای هم توی دلت به من توجه کردی ؟
گفتی همه چیز براش خیلی زود عادی میشه ؟ آره ؟
تو چقدر با خودت درگیر بودی ؟ چقدر؟
و کامنت ِ
هی هی ...
دلم گرفته رو خوندم
کاش متن ها هم بیانگر احساسات بودن !
هم تو احساس منو میفهمیدی
هم من احساس تو رو
دلتنگت که میشوم
تنها مونس تنهایی هام
تنها پناهم
خیره شدن به عکس های توست
چه قدر خوب نگاهم میکنی !
که توی اولین دیدارهامون
تا من از کوچه مهناز (خیابون ولیعصر ، روبروی صدا و سیما)
میومدم تا پارک ملت برای دیدن تو خیس خیس میشدم
دقیقاً از همون ها
همین روزها بود ...
یادش بخیر
یادم هست ، یادت نیست
اما نشد ، نمیشه ، نخواهد شد ...
بهناز دلم هوای دستای همیشه آرامت را کرده
وقتی دستات رو میگرفتم ، هیچ تکونی نمیخورد . ساکت توی دستام مینشست !
خیلی به این احساست توجه کرده بودم .
که نصفه به من دادی عطر هوا رو عوض میکنم
و تو و یادت و بوی یادت رو دعوت می کنم یه رازه
هر روز صبح اول از همه گوشیم رو نگاه می کنم
به امید یه پیام از تو با این متن :
کجایی پس علی ؟، با تو هم نمیشه شوخی کرد ؟ ببخشید این همه اذیتت کردم
حالا کی همدیگر رو ببینیم ؟!
نمیدونم چرا همش فکر می کنم که یه نیمه شب به این نتیجه می رسی که برگردی که من خوابم
و من این همه دیر (صبح فرداش) می فهمم !
اگر خواستی بگی انقدر زنگ بزن تا بیدار بشم
یک لحظه آزار کمتر هم مرحم بزرگیست برای من ...
تو و مادرت اولین عزیزهایی بودین که تبریک سال نو می گفتم !
اما امسال عزیزم و مادرش اولین های کس دیگری هستن .
که یه روز وقتی میری فیس بوک ببینی
تو پروفایل عشقت نوشته : Engaged
بدیش می دونی کجاست ؟
که هر روز بری چک کنی ببینی تغییر میکنه یا نه ؟!
بدی بدترش اینجاست که منتظری تبدیل به Single بشه نه ...
اونجوری که به تو عشق می ورزیدم
عشق بورزم
هیچ کسی رو نمی تونم به اندازه تو دوست داشته باشم !
حال من اینجا خوب است
اما تو باور نکن !
من اینجا دارم ذره ذره ذوب میشم
من اینجا دارم مثل شیشه می شکنم و خورد میشم
اگر شبی فرزندم پرسید
بابا اولین و آخرین عشقت چه کسی بود ؟
نمی تونم با انگشتم به اتاق تو اشاره کنم و بگم اونجا خوابیده :(
پ.ن. : میتونی پست 195 بهمن ماه رو قلم بگیری !
یه روزی
یه جایی
یه وقتی
یه چیزی
تو مزاحم تلفنیم میشدی ،
تا این بار بدون هیچ ...
بگم دوست دارم و می خوام با تو باشم تا همیشه !